خوبش. رانندة حاجي هم بود. سال 59 كه دركردستان بوديم، بچهها قرار گذاشتند تقي را اذيت
كنند. هر كداممان كه به اوميرسيديم، با تمسخر ميگفتيم: ـ تو هم مسخرهاشرو درآوردي...
كه چي همهاش دنبال حاج احمدهستي... ـ تو هم بابا شورش رو درآوردي... حاجي ميخواد آب
بخوره، باهاشي،ميخواد بره قرارگاه باهاش ميري. ـ بس كن تقي جون. چقدر به دنيا
ميچسبي؟ از جون حاج احمد چيميخواي؟ ميخواي تورو بذاره فرمانده سپاه؟
ـ باور كن دنيا
ارزش اين لوس بازيها رو نداره...
يكي از روزها كه همه تقي را دوره كرده بوديم و هر كدام تكهاي به اوميانداختيم، با شدت و
تندي گفت: ـ شماها چي فكر كردين؟... به خدا دنيا و اين بازي هاش براي من بهاندازة
يك
ته سيگار هم
ارزش نداره...
اين را كه گفت، ديگر بچهها دست گرفتند؛ همان شد كه از آن روز به بعد،همه تقي رستگار
را به نام «تقي ته سيگار «صدا ميكرديم.
خودش
هم از اينتعبير خوشش آمده بود و كلي ميخنديد.
تقي ته سيگار ـ ببخشيد، رستگار ـ آن قدر با حاج احمد پريد كه سرانجامروز چهاردهم تير
سال 61، همراه او، موسوي و اخوان، در پست بازرسي«حاجزبرباره» در شمال بيروت به
دست فالانژها اسير شد و هنوز كه هنوزاست، هيچ خبري قطعي از آنها نيامده است.
هر كجا هستند خدا پشت
وپناهشان.
سعید:
سلام به سرگردان عزیز....
آقا تحویل نمیگیری دیگه سایتون سنگین شده...
ما همیشه ارادت داریما ....
منتظرت هستیم
خوشحال میشیم بیای...
یا علی....
حاج احمد متوسلیان از اون تیپ آدماییه که من هر وقت اسمش
رو میشنوم به ایرانی بودنم افتخار میکنم...
خدایا هر جا هست پشت و پناهش باش..
جهانبخش:
من اصلا در انتخابات شرکت نمی کنم .. جز گزینه ها نیست .. ضمنا اون کسی که می خواد سفید بندازه لطفا نره رای بده
شاهد:
سلام
ح.شا به سعادتش ای کاش ما هم بدونیم با کیا بپلکیم که هم
دنیا داشته باشیم و هم اخرت
مهدی نظام الاسلامی:
آمدن خاتمي پایان انتظار و تاریکی هاست و تولدي دوباره براي نوشتن دست نوشته هاي اشک آلودماست و همه چشم انتظار معلم قلميم و امیدواریم که او بیآید
دو دانش آموز:
سلام جناب سرگردان
مطالبتون خیلی جالب بود به خصوص در مورد قطعی برق
کاش سرتان شلوغ نبود بازم مطلب میفرستادین
آمدن خاتمي پایان انتظار و تاریکی هاست و تولدي دوباره براي نوشتن دست نوشته هاي اشک آلودماست و همه چشم انتظار معلم
قلميم و امیدواریم که او بیآید
خواستم جمله این دوست را تکرار کنم تا تسکینی باشد .
خواستید به ماهم سر بزنید.
فعلا خدا حافظ.
ehsan:
وبلاک مسخره ای داری
حانی:
یا علی
وصال عزرائیل:
مخصوصا داستان سفر به کربلا رو تموم کن ترو خدا
خزان:
سلام. دست مريزاد
حمید:
در رابطه با آقای خاتمی: ایشون خیانت بزرگی در حق ایران کردند. و اون اینکه فساد رو زیاد کردند. و اصلا به نظر من شورای نگهبان حتی نباید ایشون رو به عنوان نامزد قبول کنه.
پادشاه الاغی:
راستی یه سوال : در انتخابات شرکت می کنی ؟؟